سلام بر ايرانيان عزيز كساني كه مايلند به طرف جنوب كشور مسافرت كنند سعي كنند حتما از راه اقليد به طرف جنوب بروند يعني زماني كه پليس راه اباده را رد كردين وبه سورمق رسيديدراهتان را به سمت غرب كج كنيد آنجايي كه نوشته اقليد ۱۸كيلومتر وارد اقليد كه روزي را در اين شهرستان محروم ولي بسيار زيبا سپري كنيد وبعد هم از طرف سرحد(روستا های اقلید به این اسم معروف است) به سمت شيراز یا یاسوج وبقيه جاهايي كه برنامه ريزي كرده ايد برويد خداييش اين يك دعوت همگاني است مردم با صفاي اقليد منتظر قدوم مبارك تمام ايرانيان هستند ومن مطمئنم اقليد براي يكروز حرفي براي گفتن وجاهايي براي ديدن دارد
قدم بر چشم ديدگانمان فرش قدومتان
يا علي مدد

+ نوشته شده در
2008/5/26ساعت 13:9  توسط lootus
|
اِقْليد، شهرستان و شهري در استان فارس.
نامگذاري: اقليد معرب كليد و به معناي آن است و بر اين ناحيه بدان جهت اطلاق شده است كه آن بلوك را كليد گشودن فارس دانستهاند؛ هر كه آن را فتح نمود، گويا فارس را فتح نموده است (فسايى، 1/113)،
شهرستان اقليد: يكى از شهرستانهاي 16 گانة استان فارس اقليد است كه در بخش شمالى آن استان قرار دارد.
اوضاع طبيعى، آب و هوا و محيط زيست: شهرستان اقليد با وسعت 208 ،7كم 2 يا 8/5% مساحت استان فارس ( آمارنامه، 1372ش، 21) به صورتى مستطيل مانند بين 30 و 15 تا 31 و 7 عرض شمالى و 51 و 45 تا 52 و 47 طول شرقى واقع شده، و محدود است از شمال و مشرق به شهرستان آباده، از جنوب به شهرستان مرو دشت و سپيدان از استان فارس و از مغرب به شهرستان سميرم از استان اصفهان (همان، 28). از نظر طبيعى اين شهرستان در قلب مرتفعات زاگرس مركزي، و در آنچنان ارتفاعى از سطح دريا قرار گرفته است كه ارتفاع هيچ نقطة آن كمتر از 000 ،2متر نيست ( جغرافيا...، 2/864). بنابراين، شهرستان اقليد منطقهاي است كوهستانى كه دهها رشته از جبال زاگرس در امتداد عمومى از شمال غربى به جنوب شرقى، سراسر وسعت آن را فرا گرفته است. از ميان اين رشتهها مىتوان مهمترين آنها را بدين شرح نام برد:
1. كوهستان سفيد، كه از 30 كيلومتري شمال غربى اقليد شروع مىشود و به صورت قوسى رو به جنوب ادامه دارد و سپس به سمت شمال منحرف مىگردد و در مشرق اقليد پايان مىيابد. كوهستان سفيد كه مساحتى معادل 950 كم 2 را فراگرفته است، از كوههاي انگهدونى، خرمن كوه، درغوك، سلمه كوه، تنگ گورك، بُل و يالخري تشكيل يافته است و بلندترين قلة آن بل ناميده مىشود كه 943 ،3متر ارتفاع دارد و در جنوب شرقى اقليد واقع است (جعفري، 1/318).
2. كوهستان برآفتاب، كه از 39 كيلومتري جنوب غربى اقليد شروع مىشود و در 47 كيلومتري جنوب شرقى آن پايان مىيابد و خود مركب است از كوههاي عابدينى و چوببيدي كه به طول 40 كم از شمال غربى به جنوب شرقى كشيده شده، و بلندترين قلة آن به نام برآفتاب، با 514 ،3متر ارتفاع در 43 كيلومتري جنوب اقليد واقع است. راه اتومبيلرو اقليد به سده اين رشته را از كوهستان كوشك زر جدا مىكند. رود اوجان از دامنة جنوبى آن سرچشمه مىگيرد و در دامنههاي شمالى آن دو چشمة بزرگ به نام رعنا و گلريز قرار دارد (همو، 1/96-97).
3. كوه مشكان، كه در مرز شرقى شهرستان اقليد به صورتى واقع شده كه دهستان چهاردانگة شهرستان اقليد در دامنههاي غربى و دهستان قنقري از شهرستان آباده در دامنههاي شرقى آن قرار گرفته است. ارتفاع آن 825 ،2متر است و در امتداد جنوب روستاي مشكان قرار دارد. راه فصلى ده بيد به خنگشت از دامنة شمالى آن مىگذرد. چشمة ميش بندان در دامنة شمالى اين رشته جاري است (همو، 1/512).
4. كوه پلنگى، كه در دهستان چهاردانگه و 45 كيلومتري جنوب باختري اقليد و شمال روستاي حاجى آباد واقع شده، و ارتفاع آن حدود 950 ،2متر است. اين كوه از شمال خاوري به كوه چهاربيد متصل است و جزو كوهستان كوچك كوشك زر از كوهستان بزرگ زاگرس بهشمار مىرود (همو، 1/137- 138).
در ميان اين كوهها، دشتها و جلگههاي ميان كوهى و چشمهسارهاي فراوان وجود دارد كه بيشتر آنها سرچشمههاي رودخانة كر را به وجود مىآورد. از جملة اين دشتها مىتوان دشت قورماس بيگى در 18 كيلومتري و دشت حسين آباد در 17 كيلومتري جنوب باختري و كوير اَبركوه در 70 كيلومتري شمال خاوري اقليد را نام برد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها...، 9).
رودخانههاي عمدة شهرستان اقليد اينهاست:
1. رودخانة شادكام، كه در شمال باختري شهرستان جاري است و از گردنة تيمارخان سرچشمه مىگيرد و به آبگير كافتر مىريزد.
2. رودخانة اوجان، كه در ميان درهاي بين كوههاي برآفتاب و پلنگى به سوي شمال باختري روان است. اين رودخانه با رودخانة سفيد يكى شده، از تنگ براق مىگذرد و با پيوستن به رودخانة دزكرد، شاخة بزرگ رود كر را به وجود مىآورد.
3. رود سيوند، كه پلوار نيز ناميده مىشود، از به هم پيوستن چشمههاي متعددي كه از دامنههاي جنوبى كوه بل جاري مىشوند، تشكيل مىشود و پس از سيراب كردن دشت مرغاب، شاخة خاوري رود بزرگ كر را ايجاد مىكند.
علاوه بر اين رودها از دامنههاي كوههاي اقليد مخصوصاً تودة نسبتاً عظيم بل چشمهها و كاريزهاي فراوانى جريان پيدا مىكند كه مهمترين آنها عبارتند از چشمة رسول الله، چشمة صفر، چشمة چغاد بالا و چشمة سيد محمد. از كاريزهاي بنام آن كاريزهاي چنار سنقر و بيد بالا را مىتوان نام برد.
از جمله عوارض طبيعى و جالب شهرستان اقليد آب گير بزرگ كافتر است كه در ميان دشتى در جنوب كوه بل و در خاور آبادي كافتر واقع شده، و محل تجمع آبهايى است كه از دامنههاي كوه بل سر چشمه مىگيرد، يا از رود شادكام بدان مىريزد (همانجا).
آبگير كافتر كه درياچه نيز ناميده مىشود، با وسعتى برابر 48 كم 2 به طول 5/8 كم در ارتفاع 350 ،2متري در 45 كيلومتري جنوب اقليد ( آمارنامه، 1372ش، 5) يكى از بلندترين درياچههاي آب شيرين واقع در فلات ايران است. عمق اين درياچه چندان زياد نيست و پيرامون آن را چمنزارهاي پهناور فراگرفته است كه در ماههاي بهار و تابستان چراگاه احشام و اغنام ايلات قشقايى را فراهم مىسازد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا).
شهرستان اقليد به علت كوهستانى بودن داراي آب و هوايى خشك و سرد است. ميزان متوسط دماي سالانة آن در حدود 11 سانتى گراد است و در مدت كوتاهى كه آمار جوّي آن وجود دارد، حداكثر مطلق دماي تابستان از 32 تجاوز نكرده است، در حالى كه در زمستان حداقل مطلق دماي آن تا 19 زير صفر رسيده، و در سال، 116 روز يخ بندان داشته است ( سالنامه...، 413).
باران سالانة اقليد در يك سال ديده بانى (1992م/دي 1370 - آذر 1371) 5/278 ميلى متر ثبت شده است كه تمام آن در ماههاي سردِ سال - آذر تا ارديبهشت - فرو ريخته، و در 6 ماه ديگر سال خشكى محض بر شهرستان حكمفرما بوده است. در سال ديدهبانى اقليد 42 روز بارانى داشته كه در 8 مورد باران شبانه روز از 10 ميلىمتر تجاوز كرده است (همانجا).
اوضاع مساعد اقليمى و آب فراوان و زمينهاي رسوبى ميان كوهى دست به هم داده، و اين شهرستان را داراي پوشش نباتى طبيعى بسيار غنى ساخته است كه در مرتفعات كوهستانى به صورت جنگلهاي پراكندة بادام كوهى و بنه، و در دشتها به شكل چراگاههاي وسيع خودنمايى مىكند. در دامنههاي اغلب كوههاي اقليد انواع گياهان طبيعى صنعتى و دارويى از قبيل آنقوزه، كتيرا، شيرين بيان، كاسنى و امثال آن به دست مىآيد. در باغات و سكونتگاههاي ميان كوهى اقليد انواع و اقسام درختان ميوه مانند سيب، زردآلو، توت، گلابى و مخصوصاً انگور، و همچنين چوبهاي صنعتى مانند تبريزي و چنار به حد وفور وجود دارد و مورد بهرهبرداري قرار مىگيرد. در كوههاي اقليد بزكوهى، قوچ، ميش، پلنگ، خرس، و در درههاي آن گراز، گرگ، روباه، كبك، تيهو، مرغابى و ... ديده مىشود ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 9-10).
تقسيمات كشوري و جمعيت: آنچه امروزه شهرستان اقليد ناميده مىشود، تا 1338 ش دهستانى بيش نبوده، و در آن سال به صورت بخشى از شهرستان آباده درآمده است و سپس در سرشماري 1345ش يكى از 4 بخش آباده به حساب آمده (اصلاح، 301)، و در فرهنگ آباديهاي كشور (بر اساس سرشماري 1355ش) از آن به عنوان شهرستان ياد شده است (ص 4). اين شهرستان از دو بخش، 69 ده و 308 مزرعة مستقل و تابع بدين شرح تشكيل شده است:
بخش مركزي به مساحت 7/382 ،5كم2 شامل 5 دهستان: خنجشت، داراي 9 ده و 71 مزرعه؛ شهرميان، داراي 7 ده و 88 مزرعه؛ حسنآباد، داراي 12 ده و 25 مزرعه؛ خسروشيرين، داراي 3 ده و 38 مزرعه؛ احمدآباد، داراي 10 ده و 26 مزرعه.
بخش سده به مساحت 7/825 ،1كم2 شامل 4 دهستان: آسپاس، داراي 9 ده و 26 مزرعه؛ دزكرد، داراي 14 ده و 12 مزرعه؛ سده، داراي 3 ده و 7 مزرعه؛ بكان، داراي 2 ده و 15 مزرعه ( آمارنامه، 1372ش، 13-14، 21).
جمعيتشهرستانبنابربرآوردسال1370ش،202 ،95نفر( 855 ،16خانوار) بوده است كه از اين عده 150 ،49نفر مرد و 052 ،46نفر زن بودهاند. جمعيت نسبى شهرستان 2/13 در كم2 بوده كه از نصف رقم جمعيت استان يعنى 28 نفر در كم 2 اندكى كمتر است (همان، 47).
در 1370ش از كل جمعيت شهرستان اقليد 026 ،33نفر (7/34%) شهرنشين بوده، و 3/65% بقيه در روستاها زندگى مىكردهاند (همانجا).
رشد شهرنشينى در اين شهرستان از 1365 تا 1370ش از 9/1% تجاوز نكرده است (همان، 51).
در 1372ش شهرستان اقليد داراي 104 آموزشگاه بوده است كه در آن 524 ،13دانش آموز دختر و پسر مشغول تحصيل بودهاند. در همان سال در اين شهرستان يك مركز تربيت معلم و 12 دبيرستان كامل متوسطه با 731 ،2دانشآموز و 162 دبير وجود داشته است.
سرزمين اقليد از روزگاران گذشته منطقة ييلاقى و سردسير ايلات مختلف قشقايى و عرب باصري بوده است و اكنون نيز در ماههاي بهار و تابستان قسمت عمدهاي از سكنة شهرستان را تيرههاي گوناگون اين ايلات تشكيل مىدهند كه براي بهرهبرداري از مراتع غنى و سرشار آن هر سال 5 ماه معيشت ييلاقى خود را در آنجا مىگذرانند. در ميان اين اقوام و طوايف مىتوان از بهلولى، عليقيالوار، شش بلوكى، فارسيمدان، كلهلو، كشكولى، اسلاملو، كلمهاي، گردشولى و امثال آنها نام برد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 10).
زبان سكنة شهرستان اقليد فارسى، و مذهب آنان شيعة اثنا عشري است (شريف، 160).
وضع اقتصادي: زمينهاي اقليد داراي استعداد كشاورزي بىنظير است، بهگونهاي كه بيشتر آنها در سال دوبار زير كشت مىرود(همانجا). در 1372 ش حدود 438 ،80هكتار از زمينهاي حاصلخيز شهرستان زير كشت آبى ( 482 ،57هكتار) و ديم ( 956 ،22هكتار) بوده است كه از اين مقدار 31 هزار هكتار به گندم و 948 ،6هكتار به جو و بقيه به چغندر و يونجه و محصولات ديگر اختصاص داشته است. در همان سال انواع محصول برداشت شده در شهرستان بدين شرح بوده است: گندم 496 ،106تن، جو 501 ،19تن، نخود 865 ،12تن، لوبيا 778 ،3تن، ساير حبوبات 910 ،3تن، چغندر قند 676 ،115تن، سيب 600 ،9تن، انگور 748 ،1تن، گردو 400 تن، عسل حدود 340 تن ( آمارنامه، 1372ش، 239، 243، 244، 248، 249، 264).
شغل اكثر مردم اقليد كشاورزي، دامداري و باغداري است. عدة قليلى نيز به بازرگانى و كار در صنايع چوبى از قبيل منبت كاري، قاشق تراشى، قلمدان سازي و جعبه سازي و همچنين گيوه دوزي اشتغال دارند (تحقيقات محلى)، ولى مهمترين صنعت دستى متداول در اقليد، قالى و قاليچه و گليم بافى است كه بنابر سرشماري 1365ش در 95% خانوادهها وجود داشته است ( سرشماري...، 13).
شبكة راههاي شهرستان اقليد شامل 493 كم راههاي مختلف است.
شهر اقليد: اين شهر مركز شهرستان اقليد است و در 30 و 50 عرض شمالى و 52 و 42 طول شرقى، و در ارتفاع 250 ،2متر از سطح دريا قرار دارد. شهر اقليد در جلگة نسبتاً باز و كوچكى قرار گرفته كه كوهها از همه طرف آن را احاطه كردهاند. چنانكه در شمال آن كوه تيدَر، در خاور آن مرتفعات بل، در جنوب آن كوه نتابى، و در باختر آن كوه معروف تيمارجان مشاهده مىشود (نقشة عمليات). درگذشته شاهراه اصفهان به شيراز از آباده به اقليد و از آن پس به جنوب مىرفته است و در نتيجه اين شهر از اهميت ارتباطى و سوقالجيشى ويژهاي برخوردار بوده است، تا حدي كه آباده را به مناسبت نزديكى بدان آبادة اقليد مىناميدهاند؛ ولى اكنون اين جادة اصلى از سورمق كه در 18 كيلومتري شمال شرقى اقليد قرار دارد، مىگذرد و اين شهر از طريق سورمق به شاهراه شمالى - جنوبى متصل مىشود و از اين لحاظ اهميت ارتباطى ايام گذشته را ندارد. شهر اقليد در 32 كيلومتري جنوب خاوري آباده واقع شده، و فاصلة آن تا تهران 670 كم است (شريف، 159-160). ارتباط آن با جاهاي ديگر كشور از طريق يك جادة 48 كيلومتري به سوي جنوب باختري است كه آن را به آسپاس مرتبط مىكند و راه ديگري آن را در شمال به صغاد بهمن، و از آنجا به ايزد خواست و سميرم متصل مىسازد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 10).
اقليد داراي چشمهسارهاي كوهستانى متعدد و آب فراوان و نيز رودخانهاي است كه از ميان آن مىگذرد و اطراف آن را باغهاي پر از درختان سردسيري و نزهتگاههاي با صفا احاطه كرده است. اين شهر داراي آب و هوايى معتدل و مطلوب است، به طوري كه حداكثر گرماي آن در تابستان از 34 سانتى گراد تجاوز نمىكند، ولى سرماي زمستانى آن تا 17 زير صفر مىرسد. متوسط باران سالانة آن در حدود 220 ميلىمتر است.
كار و پيشة مردم اقليد كشاورزي، دامداري، پيشهوري، بازرگانى، كارگري و فرش بافى است. شمار دستگاههاي فرش بافى اين شهر را بيشتر از هزار دانستهاند. دو شركت بزرگ فرش بافى در آن وجود دارد. فرشهاي اقليد بيشتر داراي طرح و نقشة محلى است و در بازار فرش به نام فرش آباده خريد و فروش مىشود (همان، 10، 11).
تحول و رشد جمعيت شهر اقليد را در نيم قرن اخير از اين جدول مىتوان به خوبى استنباط كرد:
جدول
سال جمعيت مأخذ
1330ش 000 ،12نفر ( فرهنگ جغرافيايى ايران، 12)
1335ش 809 ،11نفر ( گزارش...، 1)
1345ش 332 ،14نفر ( آمارنامه، 1362ش، 25)
1355ش 745 ،20نفر (همانجا)
1365ش 984 ،29نفر ( سرشماري، 18)
برآورد 1372ش 292 ،34نفر ( آمارنامه، 1372ش، 51)
در 1365ش از 087 ،24نفر جمعيت 6 ساله و بالاتر شهر 2/71% با سواد بودهاند. اين جمعيت در 493 ،5واحد مسكونى زندگى مىكردهاند كه 7/98% آن داراي برق، 8/97% آن داراي آب لولهكشى و 7/24% داراي تلفن بودهاند ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا).
تاريخ: شهراقليد به علت موقعيت خاص و مساعدجغرافيايى - چه از لحاظ استعداد فراوان كشاورزي و آب كافى، چه از نظر واقع بودن در سر راههايى كه در گذشته مناطق كويري داخلى ايران را به نواحى كوهستانى زاگرس متصل مىكردهاند - از جمله سكونتگاههاي تابستانى فلات ايران به شمار مىرود كه كاوشهاي باستان شناسى دامنهداري را مىطلبد. سنگ نوشتههايى كه به خط پهلوي از دورة ساسانيان در گوشه و كنار آن بر جا مانده، شاهد اين مدعاست.
بسياري از جغرافىدانان از اقليد نام بردهاند، از آن جمله مىتوان به ابن بلخى (ص 124)، ياقوت حموي (1/339)، حمدالله مستوفى (ص 122) و ديگران اشاره كرد كه همه آن را شهركى داراي حصار و مسجد و منبر و هواي معتدل و آب روان و سرزمينى غلهخيز دانستهاند. در زمان ساسانيان اقليد شهري از كورة استخر بوده كه خود يكى از تقسيمات پنجگانة فارس محسوب مىشده است (مصطفوي، 492، حاشية 2). ابن اثير (10/517) و ابن خلدون (5(1)/93) و ابن بطوطه (2/316) از آن به نام كليل ياد كردهاند و اين نامى است كه هنوز در بعضى لهجههاي محلى منطقه به گوش مىخورد. اقليد به علت موقعيت سوقالجيشى خود در دورانهاي ملوك الطوايفى فلات ايران صحنة سوانح تاريخى فراوانى بوده است، ولى آنچه بيشتر از همه در تواريخ آمده، مربوط به زمان شاه شجاع، از خاندان جلايريان است. اقليد داراي آثار تاريخى فراوان است؛ از آن جمله مىتوان از مسجد جامع آن نام برد كه در دامنة شمالى تپة قلات بنا شده است. تاريخ بناي آن معلوم نيست، ولى بالاي درِ ورودي آن كتيبهاي وجود دارد حاكى از آنكه مسجد در ربيعالاول 849 به وسيلة عبدالعزيز احمد بن عبدالعزيز بن عقيل تعمير شده است (شريف، 162). اين مسجد كه با خشت و گل ساخته شده، هر چند گاه يك بار بر اثر بارندگى و عوامل ديگر ويرانيهايى بدان راه يافته، و مجدداً تعمير گشته است (مصطفوي، 2). در شبستان مسجد منبري ظريف از چوب گردو موجود است و آياتى به خط برجسته بر آن منقوش، و حاكى از آن است كه منبر در محرم 1008 ساخته شده است (شريف، همانجا).
از آثار تاريخى ديگر اقليد حوضچة دختر يا حوض دختر گبر است كه پاي تپة قلات و كنار مسجد جامع قرار گرفته، و در سنگ كنده شده است و در كنار آن كتيبهاي به خط پهلوي ساسانى در 21 سطر به درازاي 2 متر و پهناي 80 سانتىمتر بر سنگ نقر نمودهاند كه نيازمند بررسى است. اجمالاً مىتوان گفت كه گودال مزبور يكى از استودانهاي دورة ساسانى، يعنى محل سپردن استخوان مردگان بوده است (مصطفوي، همانجا؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، 11).
اقليد داراي چند زيارتگاه است كه از آن جمله مىتوان از بقعة امامزاده عبدالرحمان نام برد: اين بقعه در نزديكى محلة ميدان اقليد واقع است و به نام امامزاده امير عبدالرحمان بن عبدالعظيم بن امام حسن مجتبى(ع) مشهور است. تاريخ بناي آن معلوم نيست، ولى چنانكه ضريح چوبى آن حاكى است، در 994ق مرمت شده است. علاوه بر اين بقعه، زيارتگاهى نيز به نام امام زاده زبيده خاتون در شمال شرقى حسين آباد وجود دارد كه مورد توجه و اعتقاد اهالى است (شريف، 163).
اقليد علما و ادبا و شعرايى نيز در دامان خود پرورانيده است كه از آن جمله مىتوان از شيخ عبدالعزيز اقليدي، امامى متبحر در فقه و حديث و تفسير نام برد. از چهرههاي معروف ديگر اقليد شيخ عبدالله اقليدي است كه عالمى فقيه بوده، و در مزار شيخ كبير تدريس مىكرده، و در 615ق درگذشته، و در خطيرة خاكستان مصلّى در حوالى شيراز به خاك سپرده شده است (همو، 161).
منبع : http://cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=3788
+ نوشته شده در
2008/5/26ساعت 12:53  توسط lootus
|
عکسی از اقلید

دریاچه کافتر
این دریاچه درکنار روستای کافتر واقع شده ومساحت آن 48 کیلومترمربع است و دومین دریاچه آب شیرین بعدازدریاچه پریشان است که زیستگاه طبیعی پرندگان مهاجر و محل پرورش ماهی های کپور و آمور می باشد. وجودچشمه سارها وقنوات متعدد علاوه برایجاد مناظر زیباودیدنی زمینه مساعدی برای پرورش ماهی قزل آلا فراهم نموده است.
+ نوشته شده در
2008/5/3ساعت 14:35  توسط lootus
|
برای دانلود اینجا کلیک کنید.
+ نوشته شده در
2008/4/28ساعت 12:47  توسط lootus
|
کتابی کامل در مورد ایرفویل های ناکا
برای دانلود اینجا کلیک کنید.
+ نوشته شده در
2008/4/28ساعت 12:39  توسط lootus
|
برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در
2008/4/28ساعت 12:35  توسط lootus
|
برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در
2008/4/24ساعت 11:42  توسط lootus
|
برای دانلود اینجا کلیک کنید.
+ نوشته شده در
2008/4/24ساعت 11:32  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/23ساعت 11:27  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/20ساعت 13:17  توسط lootus
|
گوش بر ناله مطرب کن و بلبل بگذار
که نگوید سخن از سعدی شیرازی به

ادامه مطلب
+ نوشته شده در
2008/4/20ساعت 13:14  توسط lootus
|
اینم چند عکس جالب از هواپیما

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
2008/4/19ساعت 14:23  توسط lootus
|
تشریح مسائل ترمودینامیک ونویلن

لینک دانلود در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
2008/4/16ساعت 12:10  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/16ساعت 8:53  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/16ساعت 8:51  توسط lootus
|
قانون یک سوم در کادربندی و ترکیب - مقدماتی
یکی از مهمترین و حیاتی ترین مباحث در عکاسی و نقاشی٬ ترکیب بندی و انتخاب چگونگی قرارگیری عناصر در صفحه است. در این مطلب سعی شده تا در مورد یکی از مهمترین مسائل کادربندی توضیحاتی ذکر شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در
2008/4/16ساعت 8:42  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/15ساعت 13:30  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/15ساعت 13:16  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/15ساعت 12:40  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/13ساعت 14:55  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/12ساعت 14:42  توسط lootus
|
+ نوشته شده در
2008/4/12ساعت 11:33  توسط lootus
|
سلام
بهتر دیدم اولین مطلب وبلاگ در مورد زادگاهم باشه
اقلید شهری در استان فارس و حدودا ۲۵۰ کیلومتر با اصفهان و ۲۵۰ کیلومتر با شیراز ۲۰۰ کیلومتر با یزد و ۱۶۰ کیلومتر با یاسوج فاصله دارد.درباره واژه اقلید گمانهایی چند وجود دارد اما گمانی که بیشتر تاریخ نویسان نسبت به آن اتفاق نظر دارند،این واژه همانا عربی شده واژه کلید است. در گویش مردم نیز به صورت کلید و کلیل هنوز به کار میرود که گونهای از واژه اکلیل است.
علت نامگذاری
درباره واژه اقلید گمانهایی چند وجود دارد اما گمانی که بیشتر تاریخ نویسان نسبت به آن اتفاق نظر دارند،این واژه همانا عربی شده واژه کلید است. در گویش مردم نیز به صورت کلیل هنوز به کار میرود که گونهای از واژه اکلیل است.) از آنجا که اقلید ششمین شهر مرتفع ایران و مرتفعترین شهر استان فارس به شمار میرود تا جایی که این ارتفاعات به علت مشرف بودن و جایگاه فلاتی شکل آن بر سرزمین فارس در ادوار گذشته بوده، موقعیت و تسلط خاص دفاعی داشته و دارای پایگاه نظامی بوده، به گونهای که فتح آن به منزله تصرف تمام خاک فارس بشمار میآمده است و بدین ســبب آن را کلــید فارس گفته اند.
پیشینه منطقه با توجه به نشانههایی که در دسترس است به پایان دوره نوسنگی یعنی یک هزار سال پیش از میلاد میرسد. آثار تاریخی مانند حوضچه دختر گبر، کتیبه تنگ براق، کوشک زر، کتیبه کوه بل، باتلاق گور بهرام و چشمه شیرین، (بکان) و چند نشانه کوچک و بزرگ دیگر گواه بر قدمت تاریخی این قلمرو است. بر خلاف امروز که اقلید در حاشیه قرار گرفته است، در گذشته جاده اصلی اصفهان ـ شیراز از اقلید میگذشته است وبهمین دلیل نقشی مهمتر و کلیدی تر از سایر شهرستانها در تحرک فعالیتهای اقتصادی واجتماعی سرزمین پارس داشته است. این شهر زمانی گوشهای از شاهنشاهی هخامنشیها به نام آزارگاتا و مرکز تربیت اسب جنگی کوروش به شمار میآمده است.
از اقلید بزرگان چندی برخاستهاند از جمله:
۱ علی ابن محمود اقلیدی: خطاطی معروف و توانا که به مدت ۳ ماه در سال ۷۱۴ هـ ش نسخهء نفیس از روی کتاب مولانا خطاطی و در ترویج آیین مولویه همت داشته است. ۲ محمد ابن احمد اقلیدی فارسی : صاحب کتاب جواهر الحدیث که از پیامبر عظیم الشان اسلام صلوات اله علیه روایت حدیث کرده است. ۳ شیخ عبد العزیز اقلیدی: امامی متبحر در فنون علمیه خصوصا علم فقه و حدی و اول کسی است که بساط علم را در شیراز مبسوط نموده و در سال ۶۱۰ هـ ش وفات یافت و در قبرستان باهلیه مدفون است.
۴ شیخ عبد الرحمن محمد ابن اقلیدی: از زاهدان عصر خود بود و از علوم ظاهری نصیبی وافر و حظی متکاثر داشت و درهای فتوحات بر وی گشوده بود. او نیز متوفی به سال ۵۶۵ هـ ش است.
۵ شیخ عبدالله ابن احمد اقلیدی خالدی: عالمی فقیه بود و در صدق و صفا سخن میگفت و در سال ۶۱۵ هـ ش در شیراز وفات یافت و در مقبرهء شیخ کبیر (ابن حفیف)مدفون است.
۶ عبد السلام اقلیدی: دستور ارشاد از شیخ جنید داشته و در ترویج طریقت صفوی نقش مهمی داشته است.
۷ درویش کمال اقلیدی: جزء سلسله حروفیه بوده که در سال ۱۰۰۲ هجری به دستور شاه عباس به قتل رسیده است.
۸ شیخ السلام اقلیدی: رهبری نهضت جنوب را علیه انگلیسیها بر عهده داشت و در ایجاد وحدت میان مردم اقلید نقش مهمی داشته است.
۹ شیخ مهدی فقیه اقلیدی: که در سده اخیر میزیسته و عارفی وارسته و مجتهدی بزرگ با جایگاهی ممتاز در نزد اهالی اقلید بوده است و هم اوست که در هنگام سلام نمازجواب سلام را از محمد ابن عبد الله میشنیده است. نقل است که در حرم ائمهای داخل نمیشد مگر آنکه جواب سلام خویش را از آن امام میشنید، و زهد و توکل او به عنایت الهی سبب داشته است که در عبادت و فقاهت زبانزد خاص و عام گردد.
۱۰ دو شاعر بزرگ اقلید به نامهای غلام حسین روحانی سراج و روح الامین نیز در نزد مردم معروفند.
۱۱ خواجه کافی زاویه دار معوف در قرن هفتم است که اموال خویش را در سبیل خیرات و مبرات و ابناء سبیل خرج میکرده است.
۱۲ شاه محمد پیر غیب اقلیدی استاد محمد نجار اقلیدی از منبت کاران بنام و هنرمندان معروف بوده اند.
شرحی بر اقلید کهن در کتاب پرتو وحید در اسرار تخت جمشید همانطور که قبلاً اشاره شد معنای کلمه آزارگارتا را از اقلید تا آسپاس نگاشته و کار مردم را کشاورزی و دامداری بخصوص تربیت اسب جنگی قلمداد نموده است. این برنامه بخصوص با روند زندگی مردم مطابقت دارد چرا که در زمان هخامنشیان از اسبان جنگی این منطقه استفاده میشده است. در کتابهای دیگر قدمت اقلید را بر دورهء ساسانیان نسبت داده، این مورد با توجه به سنگ نوشتههای تنگ براق و حوضچه دختر گبر عنوان شده و در کتابهای دیگر از اکلیل و اکلیات نام برده شده است و با احتمال زیاد همان کلمه اکلیل و اکلیل است که به مرور زمان به اقلید تغیر نام یافته است و در کتابهای زیادی از اقلید نام برده شده است. وجود آثار مانده از تل نقاره خانه در شمال اقلید قدمت آن را به دوره هخامنشیان و آثار و بقایای موجود در منطقه قدمت شهرستان را قبل از دوران تاریخی میرساند. جمعیت شهرستان در آخرین سرشماری حدود یکصد هزار نفر بوده که در زمان ییلاق حدود هفتاد هزار نفر عشایر به آن افزوده میشود. زبان مردم اقلید فارسی است اما به خاطر وضعیت منطقه، لهجههای متفاوتی دارند. آداب و رسوم مردم اقلید با توجه به ویژگیهای مخصوص خود بیشتر به آداب و رسوم مردم فارس میماند. از نظر زندگی و برخورد با مردم منحصر به فرد است، منجمله خون گرم بودن، زود آشنا شدن، با نیتی پاک و باطنی با صفا با میهمان بر خورد کردن و در مورد بعضی از مراسم مانند عروسی، عزاداری، عید نوروز، عید غدیر و سایر برنامهها با ظرافتی خاص برنامه ریزی کرده که مورد توجه و منحصر بخود است. اقلید را در زمان قــدیم حصاری بوده است که در اصطلاح عوام به آن ماربست گفته میشود قسمتی از آثار و بقایای آن هنوز بر جای است و این بیانگر این قضیه است که اطراف شهر دیواری بوده، مردم برای حفاظت از شهر در پشت دیوار سنگر میگرفته ونگهبانی میدادهاند و هیچ احدی بدون اجازه حق ورود به شهر را نداشته اند، در بعضی از محلها دروازههایی به فراخور وجود داشته، ورود و خروج از آن محل صورت میگرفته است. از ابتدای ورود به اقلید تا محل فعلی میدان شهدا (یا قلعه میدان اسبق) کانالی بوده که این کانال در زیر زمین حفر و به صورت بسته بوده که مردم به آن آدربسته (یا هادربسته) میگویند (هادر در لفظ اقلیدی به نام نگهبان است)، این کانال شعباتی به تعدادی از محلها داشته است و در هر چند صد متر یک روزنه برای عبور هوا در آن تعبیه شده است. استفاده از این کانال در زمان حمله دشمن به خاطر محفوظ ماندن آذوقه و نیز حمله ناگهانی از پشت به دشمنی که وارد منطقه شده است حفر گردیده، هنوز آثار آن وجود دارد. در محل تقر اقلید آثار و بقایای یک استخر عظیم وجود دارد که آن در عوام سخل گزین یا سخر آدربسته گویند و بیانگراین است که در این مکان کاخی بزرگ وجود داشته و این استخر مربوط به کاخ بوده که احتمالاً در آن استخر، آبهای روان منطقه جمع آوری و از آن برای زراعت و غیره استفاده مینمودهاند و نیز به سخل گزین هم معروف است. آثار و بقایای مربوط به عمارات بهرام گور نیز موجود میباشد که از قصرهای بهرام در منطقه اقلید بوده است، تونل یا کانال موجود که هنوز آثارش باقی است از مرکز شهر اقلید به این محل امتداد داشته است، با توجه به موقعیت منطقه در آن زمان احتیاج بوده که مکانهایی یا شهرهایی در بعضی نقاط احداث گردد، که کاخ موجود در محل تقر یکی از آن مکانها بوده است که نظامی در اشعار خود هفت گنبد را که موءید وجود کاخهای زمان بهرام عنوان مینماید.
+ نوشته شده در
2008/4/12ساعت 11:6  توسط lootus
|
گل مقدس نیلوفر آبی (lotus)در ایران باستان بسیار ارجمند و نماد هخامنشیان بود.
ما بدین ور نه پی حشمت وجاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
+ نوشته شده در
2008/4/12ساعت 10:49  توسط lootus
|